در ره منزل ليلي كه خطر هاست در آن //شرط اول قدم ان است كه مجنون باشي

صفحات

آذر ۰۶، ۱۳۸۸

کروبی در گفتگو با تلوزیون هلند: این خشونت‌ها برایم تازگی داشت

کروبی از نامزدهای معترض انتخابات ریاست‌جمهوری و از رهبران جنبش سبز در مصاحبه‌ای اختصاصی با برنامه نوفا در شبکه دو تلویزیون هلند در مورد رخدادهای پس از انتخابات ریاست‌جمهوری صحبت کرد.

به گزاش وب سایت رادیو زمانه وی در این مصاحبه که در خانه او انجام شد در مورد سرکوب‌های پس از انتخابات گفت:اولاً فکر نمی‌کردم برخورد بشود. دوماً برخوردی به این وسعت، وحشیگری و خشونت.

وی افزود: این که به شدت زن‌ها را زدند، پیرها را زدند و به راحتی می‌زدند برایم تازگی داشت. ما در زمان شاه زیاد فعالیت کرده‌بودیم، آن زمان به این راحتی نمی‌زدند. زمان شاه خبیث تنها سعی می‌کردند مردم را در تظاهرات به قول معروف کیش کنند و پراکنده کنند.

مهدی کروبی در پاسخ به پرسش مصاحبه‌کننده درباره احتمال دستگیری خود می‌گوید:هیچ موضوعی را نمی‌شود بگوییم که امکان‌پدیر نیست.

شبکه نوفای هلند در این مصاحبه نام مصاحبه‌گر را به خاطر مسائل امنیتی ذکر نکرد و بدون نشان دادن تصویر شخص مصاحبه‌کننده صدای او را نیز تغییر داده‌است.

دبیرکل حزب اعتماد ملی در بخشی دیگر از این مصاحبه به انتقاد از محمود احمدی‌نژاد می‌پردازد و می‌گوید:اشکال جدی احمدی‌نژاد دشمن‌تراشی‌ها و بسیج کردن کشورها علیه ماست.

به گفته برنامه‌سازان نوفا، مهدی کروبی از زمان آغاز اعتراضات خانه‌نشین شده‌است. مهدی کروبی در آغاز این مصاحبه می‌گوید: دست ما خیلی بسته است.

رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی در مورد حمله حامیان محمود احمدی‌نژاد به وی در تاریخ یکم آبان امسال و در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات در تهران گفت: در نمایشگاه مطبوعات حمله کردند، فحاشی کردند، چیز پرت کردند. معلوم است که ناراحت هستم.

در نمایشگاه مطبوعات در تهران، حمله لباس شخصی‌هایی که چماق در دست داشتند، باعث به زمبن افتادن عمامه آقای کروبی شد. در پی این حمله به دبیر کل حزب اعتماد ملی، همراهانش وی را به بیرون از نمایشگاه هدایت کردند.


آقای کروبی در بخش پایانی این مصاحبه در مورد رخدادهای پس از انتخابات ابراز ناراحتی بسیار کرد و گفت: بخش اعظم این ناراحتی من برای جامعه است چون احساس کردم مردم برای تغییر آمدند و نشد
وی در مورد آینده اعتراضات افزود: مردم به نتیجه مطلوب که خواست‌های مشروع قانونی‌شان است طبیعی است که می‌رسند

آذر ۰۵، ۱۳۸۸

اخراج يك درويش گنابادي از بانك رفاه شهرستان گرگان



مهدي مرداني راد از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي ، به دستور هسته گزينش ، از سمت خود دربانك رفاه کارگران شهرستان گرگان اخراج شد .

به گزارش خبرنگار سايت مجذوبان نور؛ هسته گزينش درنامه شماره2629/30 مورخ 4 آذرماه 88 به اداره امور منابع انسانی بانك ، با اشاره به عدم موافقت هیأت مرکزی گزینش بانکها ، دستور قطع همكاري و عدم تمدید قرارداد اين درويش گنابادي را صادركرده است .

بنابراين گزارش ؛ در نامه هسته گزينش اشاره اي به دلايل اين اخراج نشده است اما براساس اظهارات شفاهي مسوولین گزینش بانک رفاه ، علت اخراج ، گزارشهای اداره اطلاعات استان گلستان مبنی بروابستگی آقای مردانی راد به دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی می باشد .

مهدی مردانی راد با مدرک کارشناسی ارشد ، از اردیبهشت ماه 1379 تاکنون در بانک رفاه مرکزی استان گلستان مشغول فعالیت بوده است . وی همچنین در سال 86 نیز به جرم گرایشات عرفانی ازسازمان آموزش و پرورش استان گلستان اخراج شد واعتراضات وی در مراجع صالحه قضایی نیز نتیجه ای دربرنداشت.

در طول سالهای اخیر، اداره کل تعیین صلاحیت واسناد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران برخلاف قانون اساسی و قوانین موضوعه ، بند 5 ماده 2 قانون گزینش را دستآویزی برای اعلام فقدان صلاحیت دراویش و پیروان سلسله نعمت اللهی گنابادی برای اشتغال در مراکز دولتی و آموزشی و علمی قرارداده وهرازچند گاهی معلمان ، اساتید و کارکنان دولت به جرم درویش بودن اخراج می شوند.

ماده 2 قانون گزینش استخدامی کشور ، ضوابط عمومی گزینش اخلاقی ، اعتقادی و سیاسی مستخدمین دولت را برشمرده است. در بند 5 این ماده از جمله شرایط عمومی داوطلبان استخدام ، عدم سابقه وابستگی تشکیلاتی ، هواداری از احزاب و سازمانها و گروههایی که غیرقانونی بودن آنها از طرف مقامات صالحه اعلام شده و یا می شود ، بیان شده و این بند از قانون مستمسک نهادهای اطلاعاتی ایران برای تعرضات شغلی به دراویش گنابادی قرار گرفته در حالی که براساس مقررات جزایی جمهوری اسلامی ایران ، درویشی ودرویش بودن جرم نبوده و قانونا نبایستی مجازاتی برآن مترتب باشد .

آذر ۰۴، ۱۳۸۸

محکومیت مدیروبلاگ سالوس به دلیل انتشار عکسهای خانوادگی دراویش

شعبه 1083 دادگاه جزایی تهران ، سینا ضیاء عزیزی ، مدیر وبلاگ سالوس را به دلیل انتشار عکسهای خانوادگی جناب آقای مردانی ( درویش صدقعلی از مشایخ محترم سلسله نعمت اللهی گنابادی ) و فرزندان و محارم ایشان، به اتهام نشر اکاذیب و توهین به تحمل 91 روز حبس تعزیری و پرداخت 50 هزار تومان جزای نقدی محکوم کرد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور؛ وبلاگ سالوس با مدیریت سینا ضیاء عزیزی (دانشجوی رشته فناوری اطلاعات دانشگاه پیام نور کرج ) در 18 شهریور ماه 1386 در مطلبی تحت عنوان " صوفیان سالوس ، اوج بی تقوایی " اقدام به انتشار عکسهای خانوادگی و شخصی جناب آقای مردانی نمود که این اقدام اعتراض گسترده صاحبان تصاویر و دراویش این سلسله را در برداشت .

بنابراین گزارش ؛ پس از انتشار این تصاویر، جمعی از دراویش در نامه سرگشاده ای به مقامات شهرستان کرج ، خواستار برخورد قاطع با انتشاردهندگان این عکسها شدند و خانواده آقای مردانی نیز شکایتی را به سرپرست دادسرای ویژه رسیدگی به جرایم رسانه ها تقدیم نمودند که به دستور مقام قضایی و با ردیابیهای لازم اطلاعاتی ، مدیر این وبلاگ شناسایی و تحت عناوین اتهامی نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و توهین مورد پیگرد و تعقیب قضایی قرار گرفت و با کیفرخواست دادستان ، شعبه 1083 دادگاههای جزایی تهران وی را به تحمل حبس و پرداخت جزای نقدی محکوم نمود .

هیأت وزیران جمهوری اسلامی درتاریخ 5/9/85 طی مصوبه شماره 109060 / ت 35741 ه، به استناد اصل 138 قانون اساسی با مدنظرقراردادن مسؤولیت کیفری افراد در قبال فعالیتهای خود ، خواستار مقابله دستگاههای اجرایی با انتشار دهندگان مطالب و تصاویر خصوصی افراد در سایتهای اینترنتی شد . همچنین رییس قوه قضائیه و پلیس امنیت کشور نیز به طور جد مبارزه با اینگونه افراد که عکسهای خصوصی مردم را منتشرمی نمایند ، را دستور کار خود قرار داد .

در طول سالهای گذشته تاکنون مخالفین تصوف بارها در سایتها و وبلاگهای خود و برخی روحانیون افراطی معاند مکتب درویشی نیز بر بالای منابر درمقام ارشاد جوانان و مستمعین !! این عکسها را غیرخصوصی و بوسیدن دست نامحرم قلمداد نموده و آن را دستآویزی برای تشویش اذهان جامعه مسلمان و انحراف افکار مقامات مبنی برعدم رعایت دستورات شرعی و دینی از سوی دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی قرار داده اند .

برخی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز در بولتنی محرمانه با عنوان " وبلاگهای زنجیره ای دراویش " که دراردیبهشت ماه 87 منتشر شد ، راهکار مهار فعالیتهای اینترنتی دراویش را تقویت وبلاگهایی نظیر سالوس و ... عنوان نموده اند .

آذر ۰۳، ۱۳۸۸

درویشی احساس امنیت و پاک شدن از گناهان است/درویشی جلوه ای از رحمت الهی است




سم الله الرحمن الرحیم.اصطلاحی که اخیرا در ادبیات ما وارد شده در واقع روان شناسان و روان کاوان چنین اصطلاحی را بکار برده اند.میگویند:فراافکنی،که اصلش این است که یکی گناه خود را به دیگری نسبت دهد میشودبه کار برد،یا برای اینکه دیگری را اذیت کند خودش گناه کند. در زبان فارسی،تمثیلی است که:کسی کاروانی بار میبرد.کارش بار بری بود.کاروان اسب و قاطر و یا الاغ داشت و...یکی از الاغ های کاروان دید که این رفیقش خیلی راحت می آید از رود خانه رد می شود و می رود،گفت تو چکار می منی که راحت رد میشوی و می روی ؟مثل اینکه بارت سبک است؟رفیقش گفت:من فهمیدم که چکار کنم .به رود خانه که میرسم ،مخصوصا خودم را در آب می اندازم .چون یک بار در رودخانه پایم لیز خورد و توی آب افتادم ،بعد از مدتی که بلند شدم،بارم که نمک وشکر بود همه اش آب شده بود و به داخل رود خانه رفته بود .این یکی خوشحال شد که من هم همین کار را میکنم.به وسط رود خانه که رسیدند خودش را شل کرد،در اب افتاد .بعد از مدتی بلند شد،دید بارش سنگین تر شده است.چون بارش پشم بود و آب را به خودش کشیده و وزنش دو برابر شده بود.این کار خیلی از نادان هاست. به خصوص آن نادان هایی که حضرت صادق (ع) در باره آنها گفتند:شکر خدایی که دشمنان ما را آدم های احمق قرار داد ،الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء ،یا در گناباد به ما میگفتند که شیر را با هندوانه نخورید،ثقل میکنید،دل درد میگیرید.در آنجا مشهور بود یک بچه ای که مادرش اذیتش کرده بود و کتکش زده بود ،کفته بود:من هم یک کاری میکنم مادرم غصه بخورد .گفته بودند چه میکنی؟ گفته بود:میروم شیر و هندوانه میخورم که دلم درد بگیرد و مادر غصه بخورد.

این دو مثال را به آن کسانی که این کار را فراافکنی میکنند گفتم که بیخود خودتان را اذیت نکنید.هیچ چیزی ،هیچ اتهامی،افترایی که تناسب نداشته باشد،مردم آن را باور نمیکنند.یعنی بیشتر به خود آن گوینده لطمه میزندتا به واقعیت.

این داستان را شنیده اید که کسی به هر حمامی میرفت –آن وقتها که حمام عمومی بود-بعد که بیرون می آمد یک اتهامی می بست،مثلاً میگفت:شانه ام را دزدیدند ،یا شال گردنم را بردند.همه حمامی ها هم این را میدانستند.بالاخره یکبار خواستند اذیتش کنند ،یک بار که به حمام رفت،همه لباسهایش را برداشتند.این آمد در را باز کرد دید که هیچ یک از لباسهایش نیست.این قدر توجه داشت که این مسئاله ، مجازات آن حرفها و کارهایش است.فقط مثلا شورتش و یک کمربند و کلاه را گذاشته بودند. این فقط همین ها را پوشید ،بعد آمد وسط حمام و فریاد زد: آقا من نمیگویم لباسهای مرا دزدیده اند ،ولی شما بگویید من همین طوری به حمام آمدم؟این اتهام با چنین وضعیتی تناسب ندارد.

دشمنان شاید برای زمینه فراهم کردن ؛ یعنی ایجاد تناسب،خواستند در حسینیه ما و در مساجد،تکیه ها،کفش بدزدند تا بگویند اینجا نا امن است.در حسینیه می خواستند،که این کار نشد. کسی نوشته بود:من در هیچ جا احساس امنیت نمیکنم جز وقتی به حسینیه شما می آیم.اینجا احساس امنیت وجود دارد .درویشی هم احساس امنیت و پاک شدن از همه گناهان است .فرض کنید کسی که دارد به حمام می رود،بر او ایرادی نمیگیرید که تو این قدر کثیف چطور به حمام میروی؟ می گوید برای همین به حمام میروم. یا در کارواش ماشین ها را می شویند .از آن طرف ماشین می رود،که درآنجا از هر طرف آب می ریزند،یکی برس می زند،یکی کار دیگری میکند تا از آن طرف تمییز بیرون می آید حالا وسط کارواش که دو قدم جلو رفته،هنوز کامل شسته نشده،یکی ببیند و ایراد بگیرد که آقا این چه کارواشی است؟این هنوز دست هایش کثیف است،از موهایش ایراد بگیرد .باید گفت: صبر کن انشا الله خوب میشود.این آقا که میبینی ،دست و پایش هم کثیف بود، لباسهایش هم کثیف بود،اینها را ما تمییز کردیم،حالا این دو موردی که تو میگویی مانده.اینها را هم اگر ادامه بدهیم تمییز می شود. پند صالح در واقع مثل همان کارواش است. هر صفحه اش یک جا برسی دارد،یک جا آب می ریزد تمییز کند،یک جا کاری دیگر انجام میدهد،اگر تا آن آخر برود و در بیاید- آن آخر،خلاصه صفات مومنین را نوشته اند –آن وقت او درویش است. ولو اگر ایرادی جز ایراد مربوط به بشریت بگیریم. باید جوابگو باشیم؛برای اینکه پیغمبر هم فرمود: أَنَا بَشَرٌ مِثلُکُم[ii]،همه بشریم.بشر جایز الخطا و جایز النسیان است.حالا شنیده ام بعضی ها خودشان را بد نام می کنند تا درویشی بد نام بشود.اوّلاً درویشی محتاج به نام نیست که بد نام باشد یا خوش نام.درویشی گوهری است ،کارواشی است که تمییز می کند.اگر طالبی هست ،باید دنبالش بدود،پیدایش کند. اگر هم کسی طالب نیست و این سر وصداهای زاید بی معنی چشمش را تیره کرده،در آن صورت درویشی نیاز به او ندارد چون در واقع درویشی جلوه ای از رحمت الهی است.همانطوری که خداوند ،نیازمند عبادت ما نیست،درویشی هم نیازمند اینکه دیگران بیایند نیست.اگر سه نفر هم باشند،درویشی هست.(سه نفر هم که میگویم چون گفتند که لغت جمع در زبان عربی به سه نفر گفته میشود. والا یک نفر هم باشد کافی است)پیغمبر از وقتی مبعوث شد ،اول که خودش یک نفر بود ،همان یک نفر اسلام بود.بعد شدند دو نفر،خدیجه (ع) به ایشان پیوست .بعد شدند سه نفر،علی(ع)هم به آنها پیوست.بعد شدند چهار نفر،ابوبکر به آنها پیوست،و... اگر یک انبار لباسهای خوب و فاخر داشته باشد،و فقط یک نفر باشد که این لباس را پوشیده باشد،دگر او نیاز ندارد که دیگران بگویند،این لباسها هست خدا آفریده،حالا لباس اسلام و ایمان هم همین طور،نگرانی چنین چیزهایی را نداشته باشید.


[i].صبح شنبه،تاریخ 9/6/1387 هـ.ش.(جلسه برادران ایمانی)

[ii].سوره کهف،آیه 110و سوره فصلت،آیه 6.

آبان ۲۸، ۱۳۸۸

تو خود حدیث مفصل بخوان...




عکس بالا مربوط به دیدار انتخاباتی میر حسین موسوی از تبریز در کوران انتخابات و عکس پایین مربوط به سفر استانی اخیر احمدی نؤاد در تبریز.