در ره منزل ليلي كه خطر هاست در آن //شرط اول قدم ان است كه مجنون باشي

صفحات

خرداد ۰۶، ۱۳۸۹

کروبی: من از رفتار، گفتار و کردارم در این یک سال کاملا راضی و خوشنودم

مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی و از نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، در گفت‌وگویی با پایگاه اینترنتی جنبش راه سبز، جرس، به تشریح عملکرد سیاسی خود در یک سال گذشته پرداخت و از رفتار، گفتار و کردار خود در این مدت ابراز رضایت کرد.
این نخستین بار است که آقای کروبی با یک رسانه فارسی زبان خارج از کشور مستقیما گفت‌وگو کرده‌است.
مسیح علی‌نژاد،که این گفت‌وگو را انجام داده، در مقدمه این گفت‌وگو می‌نویسد: در طی این یک سال مواضع و دیدگاه‌های موسوی و کروبی، دو نامزد معترض، که در راس جنبش اعتراضی مردم ایران قرار داشتند تنها از طریق بیانیه‌ها، سخنرانی‌ها، دیدارها و مصاحبه‌هایشان با وب‌سایت‌های فیلتر شده اصلاح طلبان در داخل و برخی خبرنگاران رسانه‌های خارجی بیان شده‌است.
وی نوشته‌است: درخواست مصاحبه با هر چهار نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در آستانه سالگرد انتخابات بیست و دوم خرداد مطرح شده‌است و تاکنون مهدی کروبی، که همواره شجاعانه مواضع خود در مواجهه با پرسش‌های خبرنگاران اعلام‌کرده، به این درخواست پاسخ مثبت داده‌است.
در جریان این گفت‌وگوآقای کروبی در بررسی اشتباهات و موفقیت‌های خود در سال گذشته برآیند عملکرد خود را در این مدت مثبت ارزیابی کرد و گفت: من از رفتار، گفتار و کردارم در این سال کاملا راضی و خوشنودم. اگر به تعبیر آنها تندروی کردم بازتاب برخورد و رفتار خودشان بوده که باعث این تندروی‌ها شد.
وی تاکید کرد: من هیچ‌گاه از آرمان‌های انقلابی‌ام جدا نشده‌ام که دچار افراط و تفریط شوم. من در این یکسال بر اساس وظیفه‌ام در قبال مردمی که حقشان پایمال شده‌بود رفتار کردم. من در یکی از مناظرات انتخاباتی در سال گذشته گفتم برای جهاد آمده‌ام و آماده پرداخت هرگونه هزینه در این راه هستم.
آقای کروبی در پاسخ به انتقاد مسیح علی‌نژاد درباره عمل نکردن به وعده‌ها در ظرف یک سال گذشته گفت: «حرکت ما یک حرکت مدنی است. حرکت و جنبش ما یک حرکت خشونت‌آمیز و مسلحانه نیست. در کدام بیانیه من سخنی را گفته‌ام و عمل نکرده‌ام؟ مگر نه اینکه هر کجا توانستم در میان مردم حضور پیدا کردم؟ فرزندانم را ممنوع‌الخروج کردند. دو مرتبه به منزل من حمله کردند. دفتر شخصی‌ام، حزب و روزنامه حزبی‌ام را تعطیل کردند. نشریه ایراندخت که متعلق به موسسه همسرم بود را توقیف کردند. در قزوین قصد ترور من را داشتند. به یکی از فرزندانم حمله و وی را در بازداشتگاه به شدت مجروح کردند. به خود و محافظینم در راهپیمایی‌های مختلف حمله کردند. آیا به نظر شما اینها عمل نبوده است؟ تمام نزدیکانم را بازداشت کردند.»
به اعتقاد آقای کروبی از سال 84 که آقایان هاشمی و احمدی‌نژاد به مرحله دوم انتخابات رفتند مسائلی روی داده که موجب شده اصلاح‌طلبان «همه چیزشان را از دست بدهند.»
وی سال گذشته در گفت‌وگویی درباره فرضیه «انقلاب فرزندانش را می‌خورد» گفته بود: من نه جزء خورده شدگان هستم و نه هرگز حاضر می‌شوم یکی از فرزندان انقلاب خورده شود.
اما امسال در گفت‌وگو با جرس نظر دیگری را بیان کرده‌است. دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه این گفت‌وگو تصریح کرد: پس از رحلت آیت‌الله خمینی ما پیش‌بینی می‌کردیم به تدریج از طرف برخی افراد منزوی شویم اما این شرایط را پیش‌بینی نمی‌کردیم.
آقای کروبی ادامه داد: البته این شرایط نه تنها بر ما بلکه بر بسیاری از مردم کشور نیز سخت می‌گذرد. برخلاف اینکه آمادگی این را داشتیم و داریم اما شاهدیم که این شرایط (خورده شدن فرزندان انقلاب) برای اکثر قریب به اتفاق نسل اول انقلاب رخ داده‌، آن هم به خاطر فردی که هم اکنون سکان اجرائی کشور را در دست گرفته‌است. از طرفی اگر این فرد را مردم منصوب کرده‌بودند غمی نداشتیم و خیالمان راحت بود که این شخص وجاهت مردمی و قانونی دارد.
آقای کروبی در توضیح علت صدور بیانیه‌های انفرادی و مستقل به جای بیانیه‌های گروهی با دیگر رهبران اصلاح طلب گفت: من معتقدم هر یک از افراد باید کار خود را انجام دهد و البته انجام می‌دهد و باید فعالیت فردی را حفظ کنیم و ادامه دهیم. لیکن در مواردی که نیاز به انتشار بیانیه‌های مشترک باشد باید این امر صورت گیرد.
وی در بخشی از این گفت‌وگو در مورد «ضرورت تشکیل هسته رهبری جنبش» گفت: این یک جنبش مردمی است و رهبر آن مردمند و این جریان به سمتی می‌رود که مردم می‌خواهند.
وی افزود: قطعا اگر این جریان رهبری به جز مردم داشته‌باشد، جریان مخالف وی را به سرعت حذف می‌کند. در چنین شرایطی تنها رهبری که می‌تواند جریان را هدایت کند توده مردم است.
دبیرکل حزب اعتماد ملی درباره آینده « جنبش سبز» با توجه به توقیف روزنامه‌های منتقد و تعطیلی احزاب سیاسی تصریح کرد: این آقایان تحمل یک دفتر حزبی را نداشتند. تحمل روزنامه حزبی را نداشتند... آنقدر این جریان حاکم سخیف و ترسو شده‌است که از کسانی که به دیدار من می‌آیند تعهد کتبی می‌گیرند که دیگر نباید به دیدار کروبی بروید. حتی مجله‌ای هفتگی را هم نمی‌توانند تحمل کنند. حضور ما را در جلسات عمومی و رسمی تحمل نمی‌کنند و افرادی را اجیر می‌کنند تا آن مراسم را بهم بزنند و یا به ما حمله کنند.»
به اعتقاد کروبی اینکه جنبش برای هر مراسم و رویدادی اعلام حضور می‌کند یعنی مبارزه و ادامه راه.
آقای کروبی در ادامه افزود: ما نیز باید بر روی حرفی که می‌زنیم بمانیم و به آن عمل کنیم و آماده پرداخت هزینه‌های آن نیز باشیم. همین‌که می‌بینیم جریان حاکم چه برنامه ریزی‌هایی از هم اکنون برای سالگرد رحلت امام در دست تهیه دارد یا تدابیر امنیتی شدید در مراسم و نمایشگاه‌ها نشان از زنده بودن جنبش دارد.
وی ادامه داد: اینکه برخی سالگردها را نگذاشتند برگزار شود، نشان دهنده زنده بودن جنبش است. کما اینکه از حضور من در مراسمی برای شهادت حضرت زهرا ممانعت به‌عمل آوردند. نیروهای مسلح فراوان، چماق و چاقو و آجر و غیره به قدر کافی فراهم کرده‌بودند تا ازحضور من ممانعت به عمل بیاورند. همه این رفتارها یعنی اینکه ما حضور داریم و جنبش پایدار است و پایدار خواهد‌ماند.
این نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری درباره چشم انداز مبارزه حزبی و انتخابات آزاد سیاسی در ایران توضیح داد: باید به دنبال این کار باشیم. این کار دو مانع سخت پیش روی خود دارد. اول حاکمیت است که تمایل ندارد و دوم خود گروه‌های سیاسی هستند که عادت به انجام کارهای تشکیلاتی ندارند و بارها گفته‌ام یا حزب ستیزند و یا حزب گریز!
وی تاکید کرد: در ایران حزبی رفتار کردن بسیار سخت است و نیاز به زمان دارد که رفتار حزبی و نحوه برخورد با یک حزب را یادبگیریم.
از آقای کروبی سوال شد که برخی معتقدند شما دارید از کشتی نظام خارج می‌شوید، بالاخره این کشتی یا قایق نظام جمهوری اسلامی به کجا می‌رود؟ و آقای کروبی در پاسخ گفت: این قایق همان قایق است. ظرفیتش هم به اندازه همان قایق است و ظرفیت 75میلیون را ندارد. این قایق تحمل کمترین توفان و بادی را هم ندارد. امیدواریم به زودی این قایق را به کشتی که گنجایش سوار کردن و پذیرش تمامی مردم ایران را داشته باشد تبدیل کنند.
آقای کروبی برخوردهای نیروهای حکومت فعلی با معترضان را با دوران شاه مقایسه کرد و افزود: من متاثر و شرمگین می‌شدم از اینکه این گونه برخوردهای خشونت آمیز در جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد، چرا که در زمان حکومت فاسد شاه با مردم این گونه برخورد نمی‌شد.
وی با اشاره به نگرانی خود از صبح روز عاشورای 88، در مورد برخورد خشن نیروهای انتظامی با مردم معترض گفت: در آن روز به روضه رفتم ولی در همان جا وقتی شنیدم گفته‌می‌شود یکی را از روی پل پرتاب کرده‌اند و ماشین نیروی انتظامی از روی برخی از مردم رد شده‌است بسیار متاثر شدم. اخبار لحظه به لحظه تاثر برانگیزتر می‌شد.
آقای کروبی افزود: البته من آن روز بیشتر از این جهت از اتفاقاتی که افتاده بود متاثر شدم که چرا در روز عاشورا که یک روز مذهبی است و همه در سوگ شهادت امام حسین می‌نشینند و باید همواره حرمت این روز نگه داشته‌شود، دارند مردم را می‌کشند.
آقای کروبی درباره جنبش اعتراضی خارج از کشور گفت: در داخل کشور جنبشی به راه افتاد، ایرانیان خارج از کشور هم به تبع آن از این جنبش حمایت کردند. تلاش‌ها و اقدامات ایرانیان خارج از کشور قابل تقدیر است اما گاهی باید شرایط داخل را هم در نظر بگیرند.
وی افزود: من در اینجا از ایرانیان خارج از کشور می‌خواهم در بیان درخواست‌ها، توقعات و شعارهای خود به برخی موارد توجه کنند. متاسفانه گاهی برخی تندروی‌هایی که در خارج از کشور صورت می‌گیرد فشارش بر داخلی‌ها وارد می‌شود و متاسفانه حکومت از این ابزار در جهت فشار بر نیروهای داخل استفاده‌می‌کند.
وی گفت: ایرانیان خارج از کشور هم اکنون به عنوان رساننده صدای مردم داخل کشور به ملت‌ها و کشورهای دیگر عمل می‌کنند و ابراز امیدواری کرد که شعارهای داخل و خارج از کشور نیز به سمت همسانی پیش می‌روند.
آقای کروبی تصریح کرد: از طرفی باید مراقب نفوذی‌ها هم باشیم. گاها افرادی نفوذی با دادن شعارهای بسیار تند، دست آویزی به دست جریان حاکم می‌دهند و باعث سرکوب جنبش مردمی می‌شوند.
دبیر کل حزب اعتماد ملی در ارزیابی و نقد تاریخ انقلاب ایران و رهبری آن در دهه نخست انقلاب و بررسی ریشه‌های مشکلات امروز ایران گفت: دهه اول انقلاب مقاومت، فداکاری ایثارگری و غیره بود.
وی معتقد است «مشکلات جدی‌ای» که هم اکنون با آن روبه‌رو هستیم پس از فوت آیت‌الله خمینی پیش آمده‌است و تاکید می‌کند: «بعد از مرگ آیت‌الله خمینی تقلب‌ها آغاز شد».
مهدی کروبی در پایان این گفت‌وگو طلب آزادی، احقاق حقوق شهروندی و عزت و عظمت ایران را مهم‌ترین نقاط مشترک خود با نسل جدید هوادران «جنبش سبز» دانست.

موسوی : اقتصاد در خدمت فساد سازمان یافته

میر حسین موسوی، از نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران در خرداد ماه 88، از رسوخ «تفکر خرافی» در کشور ابراز نگرانی کرد.وی که در دیدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی سازمان جوانان و دانشگاهیان حزب اعتمادملی سخن می‌گفت، نسبت به نفوذ خرافه‌گرایی در سطح مدیریت کلان کشور هشدار داد و گفت: امروز خرافات در خدمت یک فساد سازمان یافته سیاسی و اقتصادی قرار گرفته‌است.وی «حذف سازمان مدیریت و برنامه ریزی، حساسیت به کلید واژه توسعه، پشت سر انداختن برنامه‌های پنج ساله توسعه و حذف بخش عمده‌ای از مدیران با تجربه»، را نشان از رسوخ این تفکر خرافی دانست.در این دیدار، مهندس موسوی «شجاعت و افشاگری» مهدی کروبی را در بالا بردن آگاهی مردم موثر دانست و نقش وی را برای «جنبش سبز» با اهمیت خواند و گفت که امیدوار است نقش آقای کروبی همچنان «با قدرت» ادامه داشته‌باشد.
لزوم وجود احزاب :
میرحسین موسوی در ادامه سخنان خود با اشاره به لزوم وجود حزب در یک جامعه چندصدایی گفت که از اول انقلاب تفکری وجود داشت که با حزب و تشکل مخالف بود. تجربه نامناسب مردم درباره احزاب دوران بعد از مشروطیت این بدبینی را تشدید می‌کرد. آقای موسوی گفت: در کنار این نگاه بدبینانه، اندیشه مثبتی هم بود که در راس آن شهید بهشتی قرار داشت.آقای موسوی «شهید بهشتی» را معتقد به فعالیت‌های حزبی و تشکیلاتی دانست و گفت: او در این زمینه نیز تلاش می‌کرده و مخالفت با تک صدایی و رژیم تک حزبی را از جمله ویژگی‌های «شهید بهشتی» دانست.نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، در ادامه سخنان خود از نگاه منفی که در سال‌های اخیر به احزاب شکل گرفته انتقاد کرد و افزود: لغو پروانه فعالیت دو حزب اصلاح طلب کشور ریشه در همین اندیشه منفی در مورد احزاب دارد.وی با اشاره به «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» تاکید کرد: ایستادگی بر حق تشکیل و حفظ احزاب در این روزها حیاتی‌تر از همیشه است. چه این احزاب سیاسی باشند و چه صنفی، وقتی بحث اجرای بدون تنازل قانون اساسی مطرح می‌شود یکی از اصول، صراحت در آزادی تشکل‌ها و احزاب است.به اعتقاد آقای موسوی تشکل‌های سیاسی باید از آزادی و حقوق همه دفاع کنند و در صورت امکان در هم ادغام شوند و تشکل‌های بزرگتری را ایجاد کنند.
اقتصاد صدقه‌ای عامل بی‌نظمی در رویه‌های عقلانی :
در بخشی دیگری از این سخنان، آقای موسوی اقتصاد «صدقه‌ای» و اقدامات «باری به هر جهت» را موجب به وجود آمدن بی نظمی در تنظیم رویه‌های عقلانی دانست و تصریح کرد: شیعه واقعی همیشه و هر روز منتظر فرج و ظهور امام زمان است ولی در عین حال برای هزار سال بعد خود هم برنامه ریزی می‌کند.
میرحسین موسوی در این دیدار به سخنان محمود احمدی‌نژاد درباره حضور آمریکا در عراق اشاره‌کرد و این طرز فکر را در سیاست خارجی «فاجعه» خواند.
وی افزود: بر اساس این نگاه آمریکا برای نفت یا دلایل ژئوپلتیکی یا برای دلایل استراتژیک به عراق نیامده بلکه آمده‌است جلوی ظهور امام زمان را بگیرد.

خرداد ۰۱، ۱۳۸۹

زهرا رهنورد: در سالگرد انتخابات مراسم یادبود خواهیم داشت

زهرا رهنورد خبر از برگزاری مراسم یادبود برای سالگرد انتخابات ریاست جمهوری می‌دهد.
وی که در آستانه ماه خرداد با روزنامه فرانسوی زبان «لوموند» صحبت ‌کرد گفت: قدرت حاکم وی و همسرش، میرحسین موسوی، را دستگیر نکرده زیرا قصد نداشته بیش از این مردم را تحریک کند.
خانم رهنورد می‌گوید: حکومت از روش‌های دیگری برای اعمال فشار استفاده کرده‌است و به بازداشت برادرش، شاپور کاظمی، که فردی غیرسیاسی است و شش ماه را در زندان انفرادی به سر برده و فشارهای فیزیکی و روانی بسیاری تحمل کرده‌است، و کشته شدن خواهر زاده آقای موسوی در اعتراضات روز عاشورا اشاره می‌کند.این هنرمند ایرانی با اشاره به «ترور شخصیتی» که رسانه‌های حکومتی علیه چهره‌های جنبش سبز پیش گرفته‌اند می‌گوید: همسرم، همین طور آقای کروبی و آقای خاتمی در مقابل هر فشاری مقاومت می‌کنند تا مطالبات مردم ایران برآورده‌شود.زهرا رهنورد با اشاره به حمله به وی با گاز فلفل در روز دانشجو و در دانشگاه تهران، ضربه باتوم برقی در روز 22 بهمن و مشکلات ریوی و سردرد پس از این حملات اعلام می‌کند حاضر است برای محافظت از دیگرانی که در راه آزادی می‌جنگند کشته‌شود.
خانم رهنورد هشدار می‌دهد که در صورتی که خانواده‌اش قربانی مساله‌ای حاد با یک توطئه شوند حکومت مسئول آن خواهد‌بود.
جنبش سبز، حرکتی صلح‌طلب :
رئیس سابق دانشگاه الزهرا جنبش سبز را حرکتی برای رسیدن به مطالبات مردم ایران بیش از صد سال پیش و از زمان جنبش مشروطه در سال 1285می‌داند. وی می‌گوید: انتخابات ریاست جمهوری فرصتی بود که این خواسته‌ها، آزادی، حق حاکمیت بر سرنوشت خود و دموکراسی دوباره مطرح شوند.خانم رهنورد خاطر نشان می‌کند که این جنبش قصد براندازی ندارد و تنها به دنبال اصلاحات است. این استاد دانشگاه توضیح می‌دهد: جنبش سبز از جامعه مدنی سرچشمه می‌گیرد و صلح‌طلب است حتی اگر طرف مقابل دست به اسلحه ببرد و از خشونت استفاده کند.زهرا رهنورد بر اراده قوی همسرش تاکید و اعلام می‌کند مهندس موسوی شجاعانه بر سر خواسته‌ها و عقایدش ایستاده تا عملی شوند و به راحتی از آنها دست بر‌نمی‌دارد.این استاد دانشگاه در پایان تصریح می‌کند که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی و بسیاری دیگر رهبران این جنبش هستند که به مبارزه در راه دموکراسی خود ادامه می‌دهند.زهرا رهنورد سخنانش را با این جمله به پایان می رساند: من ایمان دارم که پیروزی پایانی روزی نصیب مردم خواهد‌شد.

جنتی: دانشجو نمره می‌خواهد، مجبور است با حجاب باشد

احمد جنتی، امام جمعه موقت تهران، دیروز، 31 اردیبهشت، در خطبه‌های نماز جمعه گفت: ببینیم بدحجابی کجا متوقف می‌شود. این موضوع بیش از 20 سال شل گرفته‌شده‌، حالا که به این جا رسیده است شما دیگر آن را شل نگیرید.به گزارش ایسنا دبیر شورای نگهبان افزود: آنهایی که باید قانون را اجرا کنند کسانی هستند که در شورای عالی انقلاب فرهنگی این مصوبه را داشتند، اما بعد آن را در قفسی گذاشتند و درش را بستند. این‌ها باید جواب بدهند که چرا این مصوبه را اجرا نمی‌کنند.احمد جنتی با تاکید برحضورش در زمان تصویب «طرح جامع گسترش فرهنگ عفاف» ادامه داد: من گفتم شما از یک نقطه شروع کنید. از آنهایی که کارمند شما هستند آغاز کنید. دانشگاه و دانشجو در اختیار شماست. با این شرایط دانشجو را در دانشگاه بپذیرید. دانشجو نمره می‌خواهد و بنابراین ناچار است که به قانون عمل کند.به دنبال تصویب طرح گسترش فرهنگ حجاب و عفاف در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 84 و در ماه‌های پایانی ریاست سید محمدرضا خاتمی بر این شورا، دو سال طول کشید تا اقدام عملی از سوی دولت احمدی‌نژاد برای اجرای این مصوبه صورت بگیرد.«طرح ارتقای امنیت اجتماعی» برنامه اجرایی نیروی انتظامی بود که در سال 1386 در راستای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی با عنوان «طرح جامع عفاف» با هدف برخورد با «اراذل و اوباش» به اجرا درآمد و در پی آن شماری از زنان «بدحجاب» دستگیر شدند.همچنین در راستای اعتراض به عدم اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی روز 29 اردیبشهت جمعی از دانشجویان تهرانی در واکنش به وضعیت ناهنجار حجاب در دانشگاه‌ها مقابل شورای عالی انقلاب فرهنگی تجمع کردند و خواستار جدیت این شورا در رسیدگی به وضعیت حجاب در دانشگاه‌ها شدند.کاظم صدیقی در نماز جمعه هفته گذشته تهران بدحجابی و بی‌حجابی را حرکت دشمن علیه استقلال و فرهنگ دینی نامید و دو هفته پیش احمد خاتمی در خطبه‌های نمازجمعه «بدحجابی» و «ابتذال» در جامعه را یکی از حوزه‌های «جبهه جنگ نرم فرهنگی» علیه جمهوری اسلامی دانست.در یک سال گذشته و با داغ‌شدن رقابت‌های انتخاباتی و پس از آن بالاگرفتن اعتراض‌ها و برخورد حکومت با معترضان، طرح «مبارزه با بدحجابی» فراموش شد اما بار دیگر از امسال با اعتراض چهره‌های مذهبی و تذکر به دولت جریان پیدا کرد.کار فرهنگی بی‌نیاز از کار اجرایی و قانونی نیستاحمد جنتی دربخش دیگری از سخنانش در خطبه‌های نماز جمعه امروز تهران تصریح کرد: در سطح عموم برای حجاب مردم باید فکری شود. شما می‌گویید باید کار فرهنگی انجام داد، آیا کار فرهنگی بی‌نیاز کننده از کار اجرایی و قانون است؟ می‌گویید قانون را اجرا نمی‌کنید و می‌خواهید کار فرهنگی انجام دهید؟این در حالی است که مریم مجتهدزاده رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری به تازگی تاکید کرده بود: رویکرد دولت در طرح عفاف و حجاب فرهنگی است. البته ممکن است زمانی مسئولان مجبور به استفاده از زور شوند و از گشت ارشاد استفاده کنند. اما هنوز وقت آن نرسیده‌است.پیش از این هم مصطفی محمد نجار، وزیر کشور، گفته بود: برای گسترش حجاب و عفاف رویکرد ما رویکردی فرهنگی است و معتقدیم جنجال‌آفرینی در این زمینه بی‌فایده است و باید کار فرهنگی صورت گیرد. کار فرهنگی نیز دیربازده‌است اما نتیجه مطلوبی را به دنبال دارد.هرچند اوایل اردیبهشت آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری‌اسلامی، در جمع فرماندهان نیروی انتظامی گفته بود: در برخورد با برخی افراد که تعمدا یا از روی بی‌توجهی چهره جامعه را از لحاظ دینی، نجابت و عفاف خارج می‌کنند باید برخوردی قوی و صحیح انجام شود.نیروی انتظامی طی اجرای «طرح ارتقای امنیت اجتماعی» در موارد متعددی به خشونت متوسل شد که این رفتار خشونت‌آمیز توسط رسانه‌های خارجی و مردم عادی تصویربرداری و پخش شد و واکنش‌های مخالف را برانگیخت و در بسیاری موارد با مقاومت شهروندان روبه‌رو شد.در مهرماه سال 88 فرمانده نیروی انتظامی، اسماعیل احمدی مقدم، گفته بود: این‌گونه تلقی شده‌است که وظیفه و ماموریت گشت ارشاد برخورد است اما تلاش نیرو بر این است که ماموریت آن بر تذکر، ارشاد، اقدامات فرهنگی و برنامه‌های پیشگیرانه متمرکز باشد.دانشجویان متعهد به شئونات اسلامی شوند تا به دانشگاه راه یابندمحیط‌های آموزشی در ایران به ویژه دانشگاه‌ها و مدارس از جمله مهم‌ترین موارد توجه چهره‌های سیاسی و مذهبی و فرهنگی دولت جمهوری اسلامی در طرح عفاف و حجاب است.به گزارش خبرگزاری مهر در تازه‌ترین واکنش‌ها صدرالدین شریعتی، رئیس دانشگاه علامه طباطبائی، درباره برنامه‌های این دانشگاه در زمینه «طرح عفاف و حجاب» گفت: پذیرفته شدگان جدید دانشگاه در بدو ورود برگه‌ای را امضا می‌کنند و متعهد می‌شوند که «شئونات دانشگاه» را از نظر حجاب، رنگ لباس و سایر مسائل رعایت کنند.همچنین غلامعلی حدادعادل، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، اوایل اردیبهشت امسال گفته بود: دانشگاه‌ها ملزم به رعایت حجاب و عفاف هستند. بیشتر دانشگاه‌های کشور دولتی هستند و حتی دانشگاه‌های غیردولتی هم به دلیل این‌که از دولت مجوز گرفته‌اند باید تابع ارزش‌های جامعه باشند.پیش از این کامران دانشجو، وزیر علوم، تاکید کرده‌بود که وضع فعلی حجاب دانشجویان در دانشگاه‌ها «نامطلوب» است و برای حل این مساله برنامه‌های جدی در دست دارد.به گزارش خبرگزاری فارس جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران با صدور نامه‌ای سرگشاده نسبت به عدم رعایت حجاب و پوشش مناسب به شدت اعتراض کرده‌بودند و رییس دانشگاه تهران از آغاز برنامه‌های فرهنگی برای رفع «مشکل بدحجابی» در این دانشگاه خبر داد.

گزارش - با زور تنها فساد را محجبه میسازید

مجددا مسئله بی‌حجابی و بد‌حجابی مسئله روز شده است و به موازات مناقشات بیرونی پیرامون انرژی هسته‌ای موضوع حجاب از اهم موضوعات داخلی به حساب می‌آید . آنچنان بر طبل‌ها کوبیده می‌شود که گویا ریشه و منشا همه نابسامانی‌ها بی‌حجابی و بد‌حجابی است.از مجموعه فسادها و گناه‌های رایج مانند دروغگویی ، تهمت ، زیر پا گذاشتن حق‌الناس ، غیبت کردن و آبروی مؤمن را بردن ، دزدی از بیت‌المال ، رانت‌خواری ، جعل مدرک و ده‌ها و بلکه صدها خلاف و گناه دیگر به نظر می‌رسد بد حجابی ام‌الفساد است. از قرائن اینگونه پیداست، زیرا به خاطر ندارم برای گناهان دیگر و خطاهای دیگر اینگونه بسیج عمومی داده شده باشد و ائمه جمعه اینگونه یکپارچه تمام انرژی خود را برای مقابله با بدحجابی گذاشته باشند.آقایان به جای اینکه به دنبال علت باشند معلول را چسبیده‌اند و نمی‌دانم چرا نمی‌خواهند از گذشته و تاریخ درس بگیرند. آن روز که شاید شرایط برای اینگونه برخوردهای خشن مهیاتر بود چنین روش‌هایی جواب نداد.مگر نه اینکه در خیابان‌ها زنان بی‌حجاب و یا به تعبیری بد‌حجاب به شدت مورد تعرض قرار می‌گرفتند و با ایشان با خشونت برخورد می‌شد؟ مگر نه اینکه با شعار یا روسری یا تو سری بر سر ایشان می‌ریختند و به باد کتک می‌گرفتند؟ مگر نه اینکه در اوایل انقلاب تعداد زیادی از زنانی که حاضر به قبول حجاب اجباری نبودند از ادارات دولتی اخراج شدند؟ چه اتفاقی افتاد؟ آیا حجاب در مملکت فراگیر شد؟ منظور من حتی حجاب اختیاری نیست، بلکه منظورم نوع اجباری آن است. آیا با اجبار و زور، حجاب و فرهنگ آن در کشور شکل گرفت؟نوع برخورد با مقوله حجاب از ابتدا غلط بود و نتیجه آن جز اشاعه فرهنگ نفاق در جامعه نبود. با اجباری شدن حجاب قبل از اینکه برای ایجاد فرهنگ باحجابی کاری صورت بگیرد تنش‌ها و موضع گیری‌ها آغاز شد. ما با دست خودمان به ترویج نفاق در جامعه پرداختیم.دختران دانش‌آموز موظف به پوشیدن لباس‌های فرم خاصی شدند که فقط خود را در مدرسه موظف به پوشیدن آن می‌دانستند و بعضا بلافاصله پس از خروج از مدرسه ظاهر خود را تا حد امکان تغییر می‌دادند. در مدرسه یک ظاهر داشتند ودر بیرون از مدرسه ظاهری کاملا متفاوت. این تنها مربوط به محصلین نبود، بلکه شامل حال برخی معلمان، کارمندان ادارات و سازمان‌ها و نهادهای تابعه دولت نیز می‌شد.نتیجه اینکه من برای حضور در مدرسه باید مدیر و ناظم را فریب بدهم. من برای ماندن در اداره و ادامه شغلم، باید سر رئیسم را کلاه بگذارم. من باید دیگری باشم نه خودم. البته این رفتارهای منافق گونه تنها خاص زنان و مقوله حجاب نبوده و نیست. ریش داشتن یک ارزش شد و نداشتن آن مساوی بی‌دینی و بی‌قیدی و ضدارزش.برای کسب موقعیت بهتر باید ریش داشت و یک تسبیح در دست گرفت و گاهی هم لب‌ها را تکانی داد تا دائم‌الذکر جلوه نمایی و مقرب گردی. همه این رفتارهای منافق گونه طی سی سال گذشته نهادینه شده و تقریبا در همه جا مشاهده می‌شود. در ادارات، در مدارس و در سازمان‌های اجتماعی و اقتصادی و حتی هنری.یادم می‌آید زمانی دخترم در مدرسه راهنمایی تحصیل میکرد که مدیره آن خانمی بود که من فقط بینی او را دیده بودم، چون حجاب او مافوق حجاب بود و جهت احتیاط همه جای بدن منهای بینی را می پوشاند. در محیط مدرسه سازمانی پلیسی ایجاد کرده بود و تعدادی از دانش‌آموزان را بصورت مأموران مخفی برای مراقبت از دیگر دانش آموزان گمارده بود تا اگر کسی در مدرسه یا خارج از آن گوشه مقنعه اش کنار رفت گزارش کنند، اگر کسی در نماز جماعت شرکت نکرد، گزارش کنند.آنچنان جو رعب و وحشت در مدرسه حاکم بود که هیچ دانش آموزی به دوست و همکلاسی خود اطمینان نمی‌کرد. بخاطر دارم در یک جشن مذهبی دانش آموزان را در حیاط مدرسه نشانده بودند و مداح مشغول مولودی خوانی بود طبق روال معمول از دانش آموزان که اکثرا در رده سنی 12 تا 15 سال بودند خواست تا دو انگشتی او را همراهی کرده و دست بزنند، ناگهان خانم مدیر با یک حرکت سریع از جا بلند شد و با دست فرمان دست‌نزدن را صادر کرد و مأموران امنیتی وی نیز شروع کردند با سرعت به نوشتن نام دانش‌آموزانی که دست می‌زدند تا بعدا از نمره انضباط ایشان کسر گردد.این مثال را که نمونه‌ای از خروار است زدم تا بگویم ده‌ها سال است که نظام حاکم با عملکرد غلط و نادرست حتی ارزش‌ها را به ضدارزش تبدیل کرده و به منافق‌پروری پرداخته. با زور و چماق و بگیر و ببند، نمیتوان جامعه را هدایت کرد. این نوع برخوردها به هیچ عنوان ریشه در اسلام ندارد . اسلام دین رحمت است و عطوفت. اسلام دین هدایت است و منطق. متاسفانه باید بگویم امروز روز برداشت ما از محصولاتی است که بذر آنها را در گذشته خود بر زمین این مرز و بوم پاشیده‌ایم.در لبنان حجاب اجباری نیست. مسلمان با حجاب در کنار مسلمان بی‌حجاب در کنار مسیحی بی‌حجاب با هم زندگی میکنند. فساد و فحشا به مراتب از کشور ما کمتر است. در همین میتینگ‌های حزب‌الله لبنان، ببینید چقدر بی‌حجاب حضور دارند و کسی به آنها تعرضی نمیکند، بلکه یار و یاورند. در مالزی هم همینگونه است. در اندونزی، که پر جمعیت ترین کشور مسلمان است، نیز همینگونه است. تجربه نشان داده هر کجا زور حاکم شود نتیجه معکوس می‌دهد.زور یعنی بردن فساد و فحشا به پشت پرده؛ یعنی مخفی ساختن آنها، یعنی اشاعه نفاق در جامعه. با زور مردم را با حجاب نمی‌کنید بلکه فساد را محجبه می‌سازید و چادر بر سر بی‌صداقتی میکنید.

اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۹

گزارش - رافت اسلامی یا تجاوز به کرامت انسانی


سه مادر آمریکایی در کنار سه فرزند خود در مقابل یک دیوار آینه‌ای از یک سو و دوربین‌های خبرنگاران از سوی دیگر یکدیگر را در آغوش می‌کشند.در مقابلشان سیب، موز، آب‌میوه، آب معدنی، زیر سیگاری، دسته گل و البته تعدادی هم میکروفن قرار داده شده است.مادران آمریکایی که کاملا سیاه‌پوش و با «حجاب کامل اسلامی» وارد تهران شده بودند، لباس‌های سیاه خود را با مانتو و روسری رایج ایرانی عوض کرده‌اند.یک کوهنورد زن و یک کوهنورد مرد که به اصطلاح با هم «نامزد» بوده‌اند در کنار هم نشسته‌اند و گاهی هم یکدیگر را در مقابل دوربین در آغوش می‌گیرند.صحنه‌هایی از این دست در تاریخ سی‌ساله جمهوری اسلامی فراوان یافت می‌شود. گاهی خارجی‌ها با لباس آراسته همراه با میوه و شیرینی مقابل دوربین قرار می‌گیرند و گاهی هم داخلی‌ها.اولین صحنه از این دست به سی سال پیش باز می‌گردد وقتی گروگان‌های آمریکایی سفارت آمریکا مقابل دوربین آورده شدند تا کریسمس را جشن بگیرند. به آنها میوه و شیرینی تعارف شد و گروگان‌ها در مقابل چشم دوربین‌ها خوشحال بودند.

آخرین نمونه چنین نمایشی هم آزاد کردن ملوانان انگلیسی بود. به ملوانان کت و شلوار دادند به کاخ ریاست جمهوری برده شدند و رییس‌جمهور با تک تک آنها دست داد و به هر کدام سوغاتی تقدیم شد.نمایش‌هایی از این دست اما محدود به ایران نمی‌شود، گرچه شاید در هیچ‌کجای دنیا به اندازه ایران شیوع نداشته باشد. رهبر کره شمالی هم به نمایش‌های تلویزیونی با استفاده از زندانیان سیاسی علاقه‌مند هست.گرچه کیم جونگ ایل، بیشتر دنبال این هست که خود جلوی دوربین برود تا زندانیانش. سال قبل وقتی دو خبرنگار آمریکایی در کره شمالی در حبس بودند و دادگاه آنها را به چند سال زندان با کار اجباری محکوم کرده بود، آقای جونگ ایل آزادی آنها را مشروط کرد به اینکه بیل کلینتون، رییس‌جمهور سابق آمریکا، به کره‌شمالی سفر کند و با آقای جونگ ایل در مقابل دوربین‌های عکاسی شام بخورد.به فاصله چند ساعت از ضیافت شام، زندانی‌های آمریکایی آزاد شده و با بیل کلینتون به آمریکا باز گشتند.از ظرافت‌های دیپلماسی فعلی جمهوری‌اسلامی، به گفته محمود احمدی‌نژاد «دیپلماسی عمومی» است. یعنی حرکت‌های سیاسی و دیپلماتیک باید در مقابل دوربین‌ها و افکار عمومی انجام شود تا افکار عمومی به واکنش‌های سیاسی شکل و جهت دهند.از «رافت اسلامی» که در مقابل دوربین‌ها با زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی می‌شود، این نتیجه بدست می‌آید که جمهوری اسلامی یا حداقل دستگاه تبلیغاتی دولت احمدی‌نژاد تصور می‌کند که افکار عمومی به زندان انداختن مخالفان سیاسی‌ و شهروندان خارجی را با دیده تردید نگاه می‌کند.جمهوری اسلامی می‌داند که در افکار عمومی، زندان‌های سیاسی ایران و وضعیت‌ زندانی‌های سیاسی مطلوب نیست. به همین خاطر لازم است هر از گاهی، این زندانیان را مقابل دوربین بیاورد و به آنها «رافت اسلامی» نشان دهد.

به همین خاطر است که لازم می‌داند عکس‌های عبدالمالک ریگی را در زندان در حالی که در اتاقی با شرایط خوب زندگی می‌کند و در حال مطالعه است منتشر کند، یا از هاله اسفندیاری در سوئیتی که برای او در زندان آماده کرده، اعتراف تلویزیونی بگیرد.اما گاهی این روش نه تنها مضحک که بسیار آزاردهنده است. این‌بار هم یکی از این موارد بود. نگاه کردن به چهره مادران آمریکایی و زندانیان دربند که بعد از نزدیک به یک سال یکدیگر را برای اولین‌بار می‌دیدند، در مقابل چشم دوربین‌ها بسیار آزاردهنده بود.تصور کنید، مادرانی و زندانیانی ماه‌ها از هم بی‌خبر بوده‌اند، اما حالا که همدیگر را می‌بینند و طبیعتا بسیار دلتنگ هستند، باید احساسات خود را در مقابل دیگران نشان دهند. به عقیده من این یک تجاوز مسلم به کرامت انسانی این افراد است. عمل ظالمانه‌ایست که فقط از دستگاه «دیپلماسی عمومی» دولت احمدی‌نژاد بر می‌آید.نگاه کردن به این عکس‌ها آزاردهنده است، اما پیشنهاد می‌کنم، این عکس‌ها را ببینید تا بیشتر و بیشتر با «رافت اسلامی» دستگاه «دپیلماسی عمومی» آشنا شوید

اردیبهشت ۲۹، ۱۳۸۹

اعتصاب غذای جعفر پناهی

جعفر پناهی، کارگردان زندانی ایرانی، روز سه‌شنبه 28 اردیبهشت‌ ماه در تماس تلفنی با خانواده خود اعلام کرد که دست به اعتصاب غذا زده است.
وی در عین حال متن نامه‌ای را برا‌ی خانواده خود خواند تا در اختیار رسانه‌های داخلی قرار دهند و طی آن دلیل اعتصاب غذای خود را شرح داد.
به گزارش پایگاه اینترنتی کلمه، آقای پناهی که از روز 11 اسفند ماه، به دنبال رویدادهای پس از انتخابات خرداد ماه 88 دستگیر شد، در این تماس از «هجوم مامورین» به داخل سلول 56 اوین و «برخورد ناشایست» آن‌ها در شام‌گاه شنبه 25 اردیبهشت‌ ماه خبر داد.
وی گفت که به دنبال این «هجوم» او و دیگر هم سلول‌هایش را به مدت یک ساعت و نیم، بدون لباس در هوایی سرد نگه داشته‌اند.
این کارگردان سینمای ایران، در تماس تلفنی به خانواده خود گفت که صبح روز یکشنبه 26 اردیبهشت هم، وی را به بازجویی برده‌اند و متهم کرده‌اند که از داخل سلول فیلم برداری کرده است؛ اتهامی که آقای پناهی آن ‌را «کذب محض» می‌داند.
به گفته آقای پناهی، پس از این رویداد وی را تهدید کرده‌اند که تمامی اعضای خانواده‌اش را دستگیر و به اوین منتقل خواهند کرد و دخترش را به بازداشتگاهی ناامن در رجائی شهر خواهند فرستاد. وی به خانواده‌ خود گفته است که با این حرف‌ها «قدرت تجزیه و تحلیل» را از من سلب کردند.
به گفته جعفر پناهی، وی از صبح روز یکشنبه 26 اردیبهشت ماه تا کنون - 28 اردیبهشت - هیچ چیز نخورده‌ و نیاشامیده‌ است. وی در ادامه نامه خود سه درخواست را مطرح کرده و گفته است: «اگر این موارد تحقق نپذیرد، من به نخوردن و نیاشامیدن خود ادامه خواهم داد؛ چرا که نمی‌خواهم تبدیل به موش آزمایشگاهی شوم که هر لحظه مرا به اتهامات واهی تحت شکنجه و آزارهای روحی و روانی قرار دهند.»
وی در ادامه نامه خود، تماس و دیدار با خانواده‌ و اطمینان کامل از سلامت آنها، حق داشتن وکیل بعد از 77 روز و مشورت با او، آزادی بی قید و شرط تا تشکیل دادگاه و صدور حکم قطعی را به عنوان شرط‌‌های خود برای شکستن اعتصاب غذایش بر می‌شمارد.
آقای پناهی در پایان نامه خود آورده است: «به سینمایی که به آن معتقدم قسم می‌خورم تا تحقق خواسته هایم دست از اعتصاب غذا برنمی‌دارم و تنها خواسته‌ام این است که جنازه مرا به خانواده‌ام تحویل دهند تا هر کجا که مایل‌اند دفن کنند.»
جعفر پناهی، کارگردان سرشناس ایرانی که فیلم‌های مطرحی چون دایره، طلای سرخ و آفساید را در پرونده کاری خود دارد، در شامگاه 11 اسفند ماه در حمله نیروهای امنیتی به منزلش به همراه طاهره سعیدی همسرش، سولماز پناهی دختر بزرگسالش و 15 نفر از مهمانانش که همگی فیلمساز و بازیگر بودند، دستگیر شد.
دختر و همسر پناهی و تعدادی از مهمانان او بعد از چند روز آزاد شدند، اما جعفر پناهی از آن زمان تا کنون در بازداشت به سر می‌برند.
پیش‌تر و در مهر ماه سال 88 آقای پناهی هنگام سفر به پاریس در فرودگاه امام خمینی خبردار شد که نمی‌تواند از کشور خارج شود و برای وی حکم ممنوع الخروجی صادر شده است.
از بازداشت تا اعتصاب غذا
یک روز پس از بازداشت جعفر پناهی دادستان تهران اعلام کرد که دلیل بازداشت آقای پناهی امنیتی یا سیاسی نیست؛ اما 40 روز پس از بازداشت جعفر پناهی، محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد ایران اعلام کرد که جرم وی «امنیتی» بوده است.
وی دلیل بازداشت آقای پناهی را ساختن فیلمی اعلام کرد که بحث‌های مربوط به انتخابات را دامن می‌زده است.
جعفر پناهی از جمله سینماگرانی بود که از خواسته‌های مسالمت آمیز معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در خرداد ماه 88 حمایت کرد.
وی که سال گذشته ریاست هیئت داوران فستیوال فیلم مونترال کانادا را به عهده داشت، اواسط شهریور ماه 88، در حمایت از «جنبش سبز ایران» با شال سبز در مراسم افتتاحیه این فستیوال حاضر شد.
بازداشت وی موج اعتراض‌هایی را در داخل و خارج ایران به همراه داشت. برخی از هنرمندان، روشنفکران و دانشگاهيان ايرانی، اوایل فروردین ماه 89 در نامه‌ای سرگشاده به بان‌کی‌مون دبير کل سازمان ملل متحد خواستار آزادی جعفر پناهی، سينماگرِ ايرانی شدند.
عباس کیارستمی و 50 سینماگر سرشناس دیگر هم با نوشتن نامه‌هایی خواستار آزادی این کارگردان سرشناس ایرانی شدند.
از سوی دیگر در اوایل اردیبهشت ماه 88 فیلمسازان سرشناس آمریکا از جمله مارتین اسکورسیزی، استیون اسپیلبرگ، رابرت دونیرو و فرانسیس فورد کاپولا، پل تامس اندرسون، جوئل و اتان کوئن، جیم جارموش، مایکل مور، پل شریدر، آنگ لی، استیون سودربرگ، اولیور استون، فردریک وایزمن، رابرت ردفورد، کورتیز هانسن، ترنس مالکی، ریچارد لینکلیتر، جیمز اسکامیوس و جاناتان دمی، با نوشتن نامه‌ای بازداشت وی را محکوم کردند و از دولت جمهوری اسلامی خواستند که جعفر پناهی را آزاد کنند.
وی که برای داوری در شصت و سومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کن دعوت شده بود، از این سفر بازماند و صندلی‌اش در شصت و سومین دوره فستیوال کن خالی ماند اما برگزارکنندگان جشنواره کن با خالی گذاشتن یک صندلی به نام جعفر پناهی در کنار دیگر اعضای هیات داوری، همبستگی خود را با این کارگردان ایرانی نشان دادند.آقای پناهی نیز از زندان اوین برای مدیر فستیوال کن پیامی ارسال کرد و طی آن زحماتی که برای آزادی وی کشیده شده قدردانی کرد

فروردین ۳۱، ۱۳۸۹

درخواست زندانیان سیاسی از بان کی مون


گروهی از زندانیان سیاسی زندان اوین برای نخستین بار از بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد خواسته‌اند در جریان سفرش به ایران، از زندان‌های کشور دیدن و با زندانیان به‌طور خصوصی گفت وگو کند.

براساس گزارش سایت سحام نیوز، ارگان رسمی حزب اعتماد ملی، گروهی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین این درخواست را در نامه‌ای مطرح کرده‌اند که عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار زندانی به نمایندگی از طرف آنان، نامه را امضا کرده است.

دولت ایران از دبیرکل سازمان ملل دعوت کرده بود که برای شرکت در کنفرانس خلع سلاح هسته‌ای که ۲۸ فروردین در تهران برگزار شد به ایران سفر کند اما آقای بان کی مون در این کنفرانس شرکت نکرد.

براساس نامه که با امضای زندانیان سیاسی ایران روز ۲۸ فروردین منتشر شده است، زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین خطاب به آقای بان گفته‌اند «این اقدام فرصتی را فراهم می‌آورد تا جنابعالی به‌طور دقیق در جریان بخشی از موارد زیر پا گذاردن اصول اولیه آزادی ، دموکراسی و عدالت و همچنین ابعاد گسترده نقض حقوق بشر به‌ویژه موارد شاخص دوران دستگیری‌ها ، بازجویی‌ها، تفهیم اتهام‌ها و محاکمه‌های فرمایشی تحت فشارهای روحی و جسمی اخیر قرار بگیرید و از نزدیک با شرایط خاص بازداشتگاه‌ها و زندان‌های ایران به‌خصوص بند ۳۵۰ زندان اوین اشنا شوید.»

زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در این نامه «از سانسور همه جانبه رادیو و تلویزیون دولتی بر برنامه‌های خبری و ممنوعیت دسترسی زندانیان سیاسی به روزنامه‌های متعلق به اصلاح‌طلبان و دگراندیشان» به آقای بان نوشته‌اند.

عیسی سحرخیز، امضاکننده این نامه، مدیر کل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی و عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات بود که ۱۲ تیر سال ۸۸ یعنی کم‌تر از یک ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم دستگیر شد.

دعوت‌های قبلی

پس از اعلام نتیجه جنجالی انتخابات ریاست جمهوری دهم که ۲۲ خرداد ۸۸ برگزار شد، بسیاری از سازمان‌ها و فعالان حقوق بشر خواستار سفر آقای بان به ایران شدند تا نگرانی جامعه جهانی از نحوه برخورد با معترضان را به رهبران ایران گوشزد کند.

شیرین عبادی، وکیل و فعال حقوق زنان و کودکان و برنده جایزه نوبل صلح، از نخستین افرادی بود که در روزهای اولیه پس از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ۸۸ از آقای بان برای سفر به ایران دعوت کرد.

در نامه دیگری که ۲۶۵ چهره سرشناس و دانشگاهی جهان در مرداد ۸۸ برای دبیرکل سازمان ملل نوشتند، از دبیرکل سازمان ملل خواسته شده‌بود که یک کمیته بین‌المللی حقیقت‌یاب برای بررسی فرآیند رای‌گیری، شمارش آرا و اعلام نتایج موارد تقلب و دستکاری در آرای مردم تشکیل دهد.

در آذرماه سال ۸۸ نیز گروهی از روزنامه‌نگاران ایرانی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به بان کی مون نوشتند: «خواستار آن هستیم که شما مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی ایران را به پایان دادن به نقض آشکار حقوق اولیه روزنامه‌نگاران و مجاز شمردن آزادی مطبوعات در ایران فرا بخوانید.»

انتقاد بان کی مون از دولت ایران

دعوت دولت ایران از دبیر کل سازمان ملل به ایران در شرایطی است که آقای بان از نحوه برخورد دولت ایران با معترضان به انتخابات انتقاد کرده بود.

آقای بان در گزارشی که مهرماه ۸۸ به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه داد، از آنچه نقض گسترده حقوق بشر توصیف کرد وهمچنین اعدام نوجوانان در ایران انتقاد کرد.

نگرانی عفو بین‌الملل

پس از انتشار گزارش‌هایی درمورد شکنجه و تجاوز جنسی زندانیان معترض به انتخابات، دبیر کل سازمان عفو بین‌الملل از آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، خواسته بود که «هرچه سریع‌تر از یک هیات کارشناسی مستقل بین‌المللی برای رسیدگی به موضوع شکنجه در زندان‌های جمهوری اسلامی دعوت کند.»

ایرنه خان در بیانیه‌ای که ۲۴ مرداد ۸۸ منتشر شد، گفت که براساس گزارش‌های رسیده از ایران، هم مردان و هم زنان در زندان‌های ایران مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و به شیوه‌های دیگر شکنجه شده‌‌ که در مواردی منجر به مرگ به مرگ آنها شده است.

دبیر کل عفو بین‌الملل این سخنان را پس از آن مطرح کرد که مهدی کروبی از تجاوز جنسی به بازداشت‌شدگان معترض به انتخابات سخن گفت.

بازداشتگاه کهریزک از جمله زندان‌هایی بود که شماری از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات در آنجا نگهداری می‌شدند و درپی انتشار اخباری از شدت برخوردهای فیزیکی و تجاوز‌های جنسی، به دستور آیت‌الله خامنه‌ای رهبری جمهوری اسلامی، بسته شد.

بند ۳۵۰ و گمنامان

بسیاری از فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران و نزدیکان سرشناس دو رهبر معترضان به انتخابات بازداشت شدند و دادگاه آنان را به براندازی نرم و انقلاب مخملی متهم و روانه بند ۳۵۰ زندان اوین کرد.

درمیان این زندانیان بند ۳۵۰ اوین، افرادی بودند که درمورد وضعیت آنان اطلاع‌رسانی انجام نشد و خانواده‌هایشان با رسانه‌ها گفت وگو نکردند اما رهبران مخالف دولت نسبت به وضعیت این افراد «گمنام» ابراز نگرانی کردند.

اطلاع دقیقی از شرایط زندانیان گمنام پس از انتخابات در زندان های کشور دسترس نیست اما زندانیان بند ۳۵۰ اوین توانسته‌اند برای دبیرکل سازمان ملل نامه بنویسند.

از زمان انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ تاکنون، معترضان، هنرمندان و دانشگاهیان ایرانی چندین بار به دبیرکل سازمان ملل نامه نوشته‌اند که درخواست برای آزادی جعفر پناهی، کارگردان زندانی، یکی از این موارد است.

فروردین ۳۰، ۱۳۸۹

موسوی : جنبش سبز بیشمار است



میرحسین موسوی در دیدار با اعضای کمیته دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، بر شعار «ما بی‌شماریم» جنبش سبز تاکید کرد و گفت: علت این که موج گسترده دستگیری‌ها باعث توقف جنبش سبز نشده، همان واقعیت «ما بی‌شماریم» است.

آقای موسوی که به عنوان یکی از رهبران معترضان پس از انتخابات شناخته می‌شود، بزرگی و گستردگی جنبش سبز را نتیجه «ابتکار چند نابغه» نمی‌داند، اما به گفته او حامیان این جنبش باید توجه کنند که راه درازی در پیش دارند.

او از هواداران جنبش سبز خواست که یاد بگیرند فعالیت‌های سیاسی خود را با زندگی روزمره خود را همزمان اداره کنند.

نامزد معترض انتخابات دهم ریاست جمهوری گفت که چشم‌اندازی برای آزادی مطبوعات و رسانه‌ها آنچنان که در قانون اساسی آمده، نمی‌بیند.

او به علاقه‌مندان جنبش سبز توصیه کرد که در «همین شرایط سخت» هم باید راه‌هایی برای گسترش رسانه‌ها و آگاهی جامعه پیدا کنند و در محیط فعالیت و خانه خود «یک رسانه» باشند.

میرحسین موسوی معتقد است که هر روزنه‌ای که بسته می‌شود بلافاصله باید پنجره‌های دیگری باز شود. هر روزنامه‌ای که بسته می‌شود، راه انتشار یک روزنامه دیگر در چهارچوب قانونی جستجو شود و هر وبلاگی که بسته می‌شود، ده‌ها وبلاگ دیگر برای دفاع از حقوق مردم باید راه اندازی شود.

راه جنبش سبز

آقای موسوی به حامیان جنبش سبز توصیه کرد: ما باید «راه سبز» را طوری معرفی کنیم که همه ۷۰ میلیون جمعیت کشور و حتی مخالفان ما را در بربگیرد.

او با اشاره به حضور بیش از سه میلیون دانشجو در دانشگاه‌ها، گفت: بیشتر این دانشجویان می‌دانند که راه سرافرازی کشور، گسترش امواج سبز آگاهی و مسئولیت در میان توده‌های میلیونی مردم است و تاکنون آگاهی‌بخشی و اطلاع رسانی به‌خوبی انجام داده‌اند.

به گفته میرحسین موسوی، اما کسانی که سرکوب می‌کنند مسیر خود را طوری تعریف کرده‌اند که بخش کوچکی از ملت را در داخل خود جا می‌دهد و به همین دلیل حتی در بهشت زهرا هم با اسلحه و باتوم ظاهر می‌شوند.

رهبر معترضان گفت: همه باید بدانند که ما می‌خواهیم کار درست انجام دهیم. ما می‌خواهیم از کرامت ذاتی انسان‌ها دفاع کنیم. در راه سبز کسی فکر نمی‌کند که کار بزرگ انجام می‌دهد، بلکه همه فکر می‌کنند که کار درست انجام می‌دهند.

میرحسین موسوی می‌گوید: ما می‌خواهیم مفهوم ملت ایران مساوی یک پادگان و یا یک گروه اندک قلمداد نشود. ایران یعنی بیش از ۷۰ میلیون شهروند آزاد و با فرهنگ و اعتقادات رنگارنگ، ما از این کثرت و تنوع نمی‌ترسیم. ما اصول‌گراها را دوست داریم همانطور که همه اقشار ملت، همه فرهنگ‌های موجود و همه قومیت‌ها و زبان‌ها را دوست داریم.

سخنی با مسئولان حکومت

آقای موسوی در سخنان اخیر خود درباره حوادث پس از انتخابات و خطاب به مسئولان گفت: راه‌حل مسایل پس از انتخابات، «دستکاری آمار تعداد شهدا و پرکردن زندان‌ها نیست، بلکه رسیدگی به خانواده‌های شهدا، باز کردن در زندان‌ها، آزادکردن رسانه‌ها و برگزاری انتخابات آزاد رقابتی غیر گزینشی است».

او به مسئولان جمهوری اسلامی گفت که «قرار بود قرائتی رحمانی از اسلام که سایه مهربانی و تحمل را در کشور باز کند داشته باشیم» و نه این‌که شاهد اقدامات ضد دینی اعتراف‌گیری، ماجراهای کهریزک، خوابگاه‌های دانشجویی و فجایع ۳۰ خرداد و عاشورا و دیگر روزها باشیم.

همچنین او درباره نوع رفتار حکومت با مردم گفت: اگر می‌گویید حکومت نوکر مردم است، نوکر ولی‌نعمت خود را نمی‌کشد، آزار نمی‌دهد، او را به زندان نمی‌اندازد، او را محدود نمی‌کند و خواسته‌های خود را به نام خواسته مردم مطرح نمی‌کند. شما بگذارید برای آن‌که صدا و سیما رسانه ملی باشد، ملت بیاید در آن رسانه صحبت کند نه آنکه حتی یک مناظره ساده و کنترل شده را طاقت نیاورید.

آقای موسوی گفت: ما دیگر نیازی نداریم برای نشان دادن دلایل این وضع به جای دور یا تحلیل‌های پیچیده برویم. کافی است به زندان‌ها نگاه کنیم و ببینیم چه تعداد از خدمتگزاران، روزنامه‌نگاران و زنان و مردان کارآمد کشور را به بهانه‌های واهی راهی زندان کرده‌ایم و پروژه اعتراف‌گیری راه انداخته‌ایم و هم اکنون هم که به تعداد اندکی از زندانیان مرخصی داده شده، آن‌ها زیر فشار هستند که اگر می‌خواهند به زندان برنگردند، مصاحبه کنند و این در حالی است که به طور مدام رسانه‌های مردمی و مستقل زیر فشار هستند.

توصیه به حکومت

آقای موسوی با اشاره به «سیاست‌های بدون حساب و کتاب و خیال‌پردازی‌ها» که کشور را در مقابل تهدیدات خارجی قرار داده، گفت: درست است که همه ملت ما آماده است در مقابل هر نوع تهدید بیگانه متحد بایستد، ولی در عین حال عاملان این شرایط را در داخل فراموش نخواهد کرد.

موسوی گفت : همه بدانند که راه‌حل مشکلات کشور در منحرف کردن اذهان مردم از مسائل اساسی نیست و خطاب به مسئولان تاکید کرد که «فکر نکنیم مردم گفته‌ها و اعمال ما را فراموش می‌کنند».

وی با اشاره به اخباری مربوط به وقوع زلزله تهران، گفت که حکومت باید همیشه به فکر زلزله پایتخت باشد، نه آنکه خواب‌نما شود که زلزله‌ای بزرگ در راه است. در حالی که دولت مدیریت و قدرت جابجایی حتی چند هزار نفر در تهران را ندارد، نباید با لفظ آمرانه از خروج پنج ملیون نفر از مردم تهران صحبت کند.

محمود احمدی‌نژاد یک هفته پیش در سخنانی گفته بود که دست کم باید پنج میلیون نفر از تهران بروند تا این شهر خلوت شود و بتوان حوادث احتمالی همچون زلزله را در آن مدیریت کرد. او همچنین گفته بود که یکی از علمای بزرگ تهران به وی پیغام داده كه از مردم بخواهد مراقب باشند و ضمن پرهیز از گناه، برای دوری از بلایا دعا كنند.

میرحسین موسوی به مسئولان توصیه کرد که به جای آنکه امر «ناممکن» جابجایی پنج ملیون نفر از تهران را پیشنهاد دهند، اقدامات درست و سنجیده انجام دهند و البته «خطر بلایای خارجی خودساخته را از سر ملت دور کنند».

موسوی همچنین به دولت توصیه کرد که «شما اول نم نم ببارید و سپس غرش رعد و برق را داشته باشید. شما یک رشد معقول را برای رفاه و آموزش و بهداشت مردم داشته باشید و سپس تبلیغ افزایش نرخ جمعیت کشور را بکنید».

آقای احمدی‌نژاد در یک گفت‌وگوی تلويزيونی، سیاست‌های کنترل جمعیت در ایران را زیر سئوال برده و گفته بود که این سیاست‌ها غربی است و اعتقادی به کنترل جمعیت ندارد، و «با این موضع که گفته می‌شود دو بچه کافی است، مخالف است».

«وضعیت دشوار اقتصادی»

میرحسین موسوی، «آزادی و عدالت» را دو کلید واژه مهم در حرکت جنبش سبز دانست و گفت: عدالت و آزادی از هم جدایی ناپذیرند و «آن کسی که وضعیت معیشتی فلاکت‌بار دارد بیشتر در معرض از دست دادن آزادی‌های اساسی است».

آقای موسوی از جمله مشکلات اقتصادی کشور را به‌باد دادن ثروت‌های ملی و درآمدهای نفتی، وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، پرشدن بازار داخلی از کالاهای خارجی و وضعیت دشوار صنایع و کشاورزی خواند اما گفت که «راه‌حل مشکلات اقتصادی مردم و کشور، اقتصاد صدقه‌ای نیست».

این فعال سیاسی معترض سیاست‌های دولت گفت که اگر مشکلات اقتصادی، بیکاری، فساد و بی‌برنامگی ادامه پیدا کند، در آینده سند چشم انداز بیست ساله یک شوخی قلمداد می‌شود که «برای گول زدن مردم تهیه شده است».

برنامه دستگاه قضایی کشور برای مبارزه با مفاسد اجتماعی


رئیس قوه قضائیه در جلسه روز یک‌شنبه مسئولان عالی قضایی ایران از «عزم دستگاه قضایی در مقابله با مفاسد اجتماعی، پیشگیری از وقوع جرم و حفاظت اجتماعی» خبر داد. ۵ ماه پیش فرمانده پلیس تهران گفته بود «دیگر نیازی به طرح مبارزه با بدحجابی نیست».

رئیس قوه قضاییه همچنین از مردم خواست که حقوق اجتماعی افراد در جامعه را رعایت کنند و اشاره کرد که رعایت نکردن ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی از سوی برخی افراد و ظاهر شدن در جامعه با پوشش‌های نامناسب نوعی بی‌احترامی به حقوق دیگران است.

رئیس قوه قضائیه ایران هشدار داد: دستگاه قضایی و نیروی انتظامی قطعا با کسانی که ارزش‌های اسلامی را زیرسوال می‌برند، مطابق قوانین و مقررات و اصول شرعی برخورد خواهند کرد.

پیش از این سید احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان رهبری نیز گفته بود: «از مسوولان محترم نظام اسلامی می‌خواهیم که مساله‌ گسترش فساد، بی‌حجابی، بدحجابی و گسترش هنجارشکنی را به عنوان یک خطر جدی تلقی کنند و برای مبارزه با آن برنامه‌ریزی داشته باشند.»

مقامات دولتی همچنین هفته پیش اعلام کردند که مسافران «بد پوشش» خطوط هوایی ایران، بعد از اصلاح پوشش خود می‌توانند به سفرشان ادامه دهند.

در تازه‌ترین انتقادها از بدحجابی، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تقلید شیعه در قم، گفته بود: ما شاهد هستیم که با وجود تشکیل حکومتی اسلامی، بدحجابی در جامعه وجود اما نمی‌توان هم مذهبی و هم سکولار و لاییک باشیم.

با این حال در مهرماه سال گذشته فرمانده نیروی انتظامی، اسماعیل احمدی مقدم گفته بود: اینگونه تلقی شده است که وظیفه و ماموریت گشت ارشاد برخورد است اما تلاش نیرو بر این است که ماموریت آن بر تذکر، ارشاد، اقدامات فرهنگی و برنامه های پیشگیرانه متمرکز باشد.

همچنین پس از آن بهمن کارگر معاون اجتماعی ناجا تصریح کرد: برخورد با مفاسد اجتماعی از سوی نیروی انتظامی تشدید شده، اما ممکن است در روش و ابزار تجدیدنظر شده باشد.

اواخر آذر ۸۸، سردار رجب‌زاده، رئیس پلیس تهران گفت: پلیس دیگر طرحی برای برخورد با «بدپوششی و بدحجابی» ندارد. در حال حاضر وضعیت به حالت عادی رسیده و نیاز به انجام این‌گونه طرح‌ها نیست.

فروردین ۲۷، ۱۳۸۹

گزارشگران بدون مرز :ايران در زمره‌ی بدترين دشمنان آزادی بيان در اينترنت

سازمان گزارشگران بدون مرز روز جمعه در گزارشی کشورهايی را معرفی کرد که بدترين کارنامه را در محدود کردن آزادی بيان در اينترنت دارند. در اين گزارش از ايران در کنار کشورهايی مانند کره‌شمالی، کوبا و ميانمار به عنوان بدترين دشمنان اينترنت در سال ۲۰۱۰ ميلادی نامبرده شده است. در اين بيانيه آمده است که ايران ماه‌هاست که در گير بحران داخلی است و در اين مدت کاربران اينترنت و رسانه‌های جديدی که مورد استفاده‌ی اين کاربران است به عنوان دشمنان حاکميت شناخته شده‌اند.گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز که همزمان با روز جهانی مبارزه با سانسور اينترنتی منتشر می‌شود، ايران را پس از چين و ويتنام سومين زندان بزرگ کاربران اينترنتی معرفی می‌کند. در اين گزارش همچنين آمده است که در طول ناآرامی‌های جاری در ايران، ۱۲۰ وبلاگ‌نويس و کاربر اينترنت به دليل ارتباط و فعاليت در فضای مجازی بازداشت شده‌اند

فروردین ۱۸، ۱۳۸۹

شكايت موسوي،خاتمي ومهدي هاشمي از روزنامه ايران

در احضاريه‌هاي جداگانه‌اي كه امروز به امضاي بازپرس شعبه دوم دادسراي كاركنان دولت به كاوه اشتهاردي ابلاغ شد، قربان بهزاديان‌نژاد با امضاي ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي، محمود عليزاده طباطبايي به وكالت از مهدي هاشمي و سيدمحمد خاتمي از مدير مسئول روزنامه ايران شكايت كردند.

پيش از اين فائزه هاشمي، محسن هاشمي، محمد هاشمي و دفتر آيت‌الله اكبر هاشمي رفسنجاني شكايت‌هاي جداگانه‌اي را عليه مدير مسئول روزنامه ايران به دادگاه ارائه كرده بودند.

بیانیه حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه) به مناسبت عید نوروز

هو

121

بسم الله الذي لا ارجو الا فضله و لا اخشي الا عدله و لا اعتمد الا قوله و لا امسك الا بحبله

يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال

سپاس و ستايش خداوند مهرباني را سزد كه خاك بي‌جان را با وزش نسيم بهاري حيات بخشيد و دل‌هاي مؤمنين را با نسيم جانفزاي رحمت خود به نور ايمان و ولايت زنده فرمود.

حلول سال جديد و فرا رسيدن عيد سعيد نوروز باستاني را كه يادگار حضرت زردشت پيامبر (ع) و مورد تائيد بزرگان و راهنمايان دين مبين اسلام مي‌باشد به همه ايرانيان عزيز خصوصا فقراي محترم سلسله جليله نعمت‌اللهي سلطانعليشاهي تبريك و تهنيت عرض مي‌نمايم و از درگان حضرت حق، نعمت سلامتي و موفقيت و سعادت و رفع همه گرفتاري‌ها را براي همگان خواستارم.

همانطور كه يك سنت ملي و باستاني كه مراسم عيد نوروز است و در طول تاريخ پيوسته بر احترام و تجليل آن افزوده شده است و با وجود آنكه بعضي حكام غير ايراني مدتي بر ملت ايران فروانروائي نمودند ولي با همه تلاشي كه داشتند، نتوانستند آنرا محو و نابود كنند؛ چگونه ممكن است عرفان و تصوف كه ريشه در نهاد انسان‌ها داشته و فطرت الهي است را بتوانند از بين ببرند يا تعطيل كنند. به آنان كه اين سودا را در سر مي‌پرورانند بايد گفت:

اي مگس عرصه سيمرغ نه‌جولانگه تست

عِرض خود مي‌بري و زحمت ما مي‌داري

اكنون كه در طليعه سال نو مي‌باشيم با زبان سَر و سِر ارواح پاك پيامبران الهي مخصوصا حضرت خاتم‌الانبياء محمد مصطفي (ص) و ائمه هدي (ع) و همه بندگان صالح و مقرب درگاه الهي را شفيع قرار داده و از خداوند متعال عاجزانه و ملتمسانه درخواست مي‌كنيم كه در سال نو به همه ما همانطور كه در دعاي تحويل سال هم رسيده است بهترين حالات را كه مورد پسند اوست عنايت فرمايد و دل‌هاي ما را به يكديگر مهربان و باصفا و سرزمين ما را پرنعمت و بركت و براي هموطنان ما رفاه و امنيت و قلب ما را نوراني فرمايد.

ز كوي يار مي‌آيد نسيم باد نوروزي

از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي

در آغاز سال جديد نيز همچون سال‌هاي گذشته توجه فقرا را به نكاتي جلب مي‌نمايم كه گرچه ممكن است بعضي از آنها تكراري باشد ولي به‌مصداق آيه شريفه « ان الذكري تنفع المؤمنين » [ سوره ذاريات ـ آيه 55 ] اميدوارم مفيد باشد:

1- وظيفه بندگي ما و لازمه عمل به عهد و پيماني كه با خدا بسته‌ايم آن است كه اصل مهم جمع بين شريعت و طريقت را رعايت نموده و در عمل به احكام شرع مطهر از ديگران ممتاز و در آداب طريقت كه باطن همان شريعت است كوشا باشيم كه معني كامل سالك و فقير الي‌الله بر ما صدق كند كه علاوه بر تزكيه باطن براي پيشرفت امور ظاهري و استجابت دعوات و رفع گرفتاري‌ها هم مؤثر است و در علم و دانستن و رفتار نمودن سستي نكنيم و در راه فقر رضاي محبوب را بر ميل و خواسته خود برگزيده و اطاعت را كه لازمه محبت و نشانه آن است، توجه نماييم.

2- مطابق اصل قرآني « انما المؤمنون اخوه » [ سوره حجرات ـ آيه 10 ] تمام مؤمنين با يكديگر برادر روحاني و فرزندان معنوي اولياي دين مي‌باشند كه لازمه اين برادري محبت و صفا و صميميت و عفو و اغماض از يكديگر است زيرا كدورت و افسردگي فقرا از يكديگر موجب رنجش وليّ خدا و سلب نعمت‌هاي ظاهري و مانع ترقي سالك است لذا بايد از هر عمل و گفتاري كه سبب كدورت و اختلاف مي‌شود حتي‌الامكان خودداري نمود مخصوصا در شراكت و امور دنيوي طوري در اول محكم‌كاري شود كه مسائل مادي در روابط معنوي اثر نگذارد و در صورت افسردگي بايد در رفع آن كوشيد، به همين جهت لازم است در هر شهري عده‌اي از فقرا مخصوصا پيش‌قدمان ايماني بدون نام و عنوان خاصي به اصل « فاصلحوا بين اخويكم » [سوره حجرات ـ آيه 10 ] عمل نموده و در اصلاح قدم بردارند و مكاتبه با بزرگان يا مراجعه به آنان ننمايند.

3- فقرا نسبت به راه و مكتب خود با ايمان راسخ « كانهم بنيان مرصوص » [ سوره صف ـ آيه 4 ] بوده و ثبات قدم و استقامت در برابر شدائد و گرفتاري‌ها و فداكاري و ايثار در راه حق را از اصحاب با وفاي حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) سرمشق گرفته و در رابطه خود با يكديگر بايد « رحماء بينهم » [ سوره فتح ـ آيه 29 ] و در برابر دشمنان حق و حقيقت « اشداء علي الكفار » [ سوره فتح ـ آيه 29 ] باشند و بدانند كه سختگيري‌ها و فشارها و تهديدات معاندين و حسد حاسدان بيشتر موجب رونق و نشر فقر و گرمي فقرا خواهد شد و خداوند به وعده و بشارت خود كه فرمود: « جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا » [ سوره اسراء ـ آيه 81 ] عمل خواهد فرمود پس همانطور كه در دعاي امام سجاد (ع) در روز يكشنبه آمده است از هيچ قدرتي جز بارگاه عدالت او نمي‌ترسيم و فقط به فضل الهي اميد داريم و به گفتار و وعده او اعتماد داشته و به ريسمان ولايت او و اوليائش چنگ مي‌زنيم، كه رهايي از همه شرور و بليات در سفينه ولايت آن بزرگواران است لذا براي ديگران قدرتي قائل نيستيم كه هراسان باشيم « لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم ».

4- چون بازار تزوير و ريا و مقدس‌نمايي به علت ازدياد اين كالا كساد شده و از رونق افتاده است لذا صوفيان با اخلاص و صفا و فقراي با وفا طبق عهد و پيمان الهي در تعظيم شعائر مذهبي و شفقت و خدمت به عموم بندگان خدا، حقيقت نام شريف صوفي كه در اين دو بيت حكيم الهي آمده است:

صادشان، صدق است و صبر است و صفا

واوشان، وِرد است وُدّ است و وفا

فاءشان، فقر است و فرد است و فناء

ياءشان، ياس است از غير خدا

را با گفتار و رفتار صالح خود، تجلي بخشند تا هم زينت رهروان اين راه بوده و هم چون در درويشي تبليغ و دعوت به گفتار نيست و عمل درويش بهترين مبلغ است در بيدار كردن فطرت‌هاي خفته و جذب استعدادهاي نهفته موثر باشند.

5- مزار فايض‌الانوار سلطاني بيدخت كه اكنون مرقد مطهر چهار نفر از اقطاب بزرگوار اين سلسله جليله و مطاف اهل دل است و نيز خاري است در چشم دشمنان كه به‌مصداق اين گفته حضرت عبدالمطلب « للبيت رب » صاحب آن مكان مقدس خود، حافظ آنجا خواهد بود. فقرا در سفرهاي زيارتي به اين مكان شريف، دستورالعملي كه صادر شده و در اتاق‌هاي صحن مزار، نصب گرديده است را با دقت مطالعه و اجرا نمايند و بدينوسيله در مدت تعيين شده كه اقامت دارند بر رونق آنجا بيفزايند.

6- گفتار و رفتار مشايخ و مجازين محترم و روابط آنان با يكديگر لازم است به گونه‌اي باشد كه هم عموم فقرا و بخصوص نسل جوان و تحصيل‌كرده بتوانند به آن استناد نموده و آن را الگو قرار دهند و هم موجب ايراد و بهانه مغرضين و بهانه‌جويان نگردد مخصوصا در شركت در مجامع عمومي و مجالس و معاشرت‌ها اصل « اتقوا من مواضع التهم » را در نظر داشته باشند.

7- بيداري سحر و راز و نياز به درگاه بي‌نياز و اقامه نماز در اول وقت و قرائت قرآن مخصوصا با تدبر و تفكر در آيات آن و اشتغال به ذكر و فكر و لقمه حلال بهترين وسايل تكامل سالك و كليد اجابت دعاها ست از اين فيوضات خود را محروم نسازيم كه:

دعاي صبح و آه شب كليد گنج مقصود است

بدين راه و روش مي‌رو، كه با دلدار پيوندي

8- فقرا در مسائل مادي و شغلي و خانوادگي به مشايخ و مجازين مراجعه ننمايند و آقايان مشايخ و مجازين هم حتي‌الامكان از دخالت در اين امور بپرهيزند و بيشتر به جنبه‌هاي معنوي و تربيت فقرا توجه نمايند و فقرا در اين نوع كارها از نيروي تفكر و تعقل و سپس مشورت با افراد خيرخواه كه تخصص در آن شغل يا رشته داشته بهره جويند حتي در غير ضرورت استخاره هم ننمايند و اگر در اين امور با مشايخ يا مجازين مطلبي را در ميان گذاشته و نظري از طرف آنان ابراز شد آن را نظريه شخصي دانسته و امر و نهي تلقي نكنند كه بعضا مشكلاتي را به‌وجود آورده است.

9- در ديد و بازديدها و روابط خانوادگي و معاشرت‌ها نكته مهم رعايت محرم و نامحرمي و حجاب خانم‌ها كه زينت‌بخش آنان و موجب عفت فرد و جامعه است، رعايت گردد و مصافحه با نامحرم حتي با حايل هم صحيح نيست و از مجالس مختلط آن هم با بي‌بندوباري كه ناهنجاري‌هاي اخلاقي و مفاسد زيادي دارد، خودداري شده مخصوصا در اين گونه موارد حيثيت فقر و سلسله را توجه نمايند.

10- چون در درويشي همه امور مخصوصا مسائل فقري كه به جمع فقرا و مجالس فقري مربوط مي‌شود بايد با اجازه بزرگ وقت انجام گيرد و با توجه به اينكه ممكن است فهم و درك هر شخصي از آيات قرآني و مطالب عرفاني با ديگري تفاوت داشته باشد كه امري طبيعي و غيرقابل انكار است اما تفسير قرآن يا توضيح مطالب عرفاني آن هم به‌خصوص در مجالس و مجامع فقرا بدون اجازه روا نيست و از اين جهت هر سخن يا نوشته‌اي معلوم نيست مورد تائيد بوده و صحيح باشد.

11- رعايت اعتدال در گفتار و رفتار و حالات كه از اعتدال در فكر و اعتقاد سرچشمه مي‌گيرد از صفات پسنديده و از ويژگي‌هاي بزرگان دين و روش و منش حضرت سيد المرسلين (ص) و ائمه طاهرين (ع) است. پس فقرا حتي‌الامكان آن را الگو قرار داده و از هر نوع گفتار و رفتار غلوآميز و بروز حالات خود مخصوصا در مجالس فقري خودداري نمايند و نمي‌توان همه حالات فقرا را جذبه دانست زيرا در بعضي موارد از آثار امراض رواني يا ضعف اعصاب است و نبايد آن را نشانه كمال يا ترقي دانست و تا حال اختيار دارند بايد خود را كنترل نمايند.

12- فقرا كه شيعيان حقيقي و ارادتمندان به اهل بيت عصمت و طهارت (ع) مي‌باشند و هرچه دارند از دولت قرآن و عترت است، عقيده دارند هيچ زماني، زمين بدون حجت الهي نخواهد بود و در زمان غيبت امام زمان (عج) نيز نمايندگان آن حضرت بر اساس نص سابق بر لاحق منصوب مي‌گردند و اين امر مهم به هيچ‌وجه انتخابي يا به نظر و سليقه اشخاص نبوده و نيست و اين بصيرت را خداوند به نماينده خود مرحمت فرموده است و وظيفه فقرا فقط تعظيم امر الهي مي‌باشد. از الطاف حضرت حق و همت اولياي خدا و دعاي فقرا بحمدالله اين فقير در كمال سلامت بوده و مامور خدمت به فقرا هستم و هنوز امر الهي در مورد تعيين جانشين نشده است لذا هركس در اين‌باره هرگونه ادعائي بنمايد يا نوشته‌اي از طرف اين فقير ارائه دهد، كذاب و مفتري بوده و مشمول آيه وافيه هدايه: « فويل للذين يكتبون الكتاب بايديهم ثم يقولون هذا من عند الله ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت ايديهم و ويل لهم مما يكسبون » [« پس واي بر آنهایي كه كتاب را خود به‌دست خود مي‌نويسند و تا سودي اندك برند، مي‌گويند كه از جانب خدا نازل شده. پس واي بر آنها بدانچه نوشتند و واي بر آنها از سودي كه مي‌برند. » سوره بقره ـ آيه 79 ] خواهد بود و چون اين مورد هم يا از سوي دوستان نادان و يا از طرح‌هاي دشمنان است، فقرا هوشيار بوده و باور نخواهند نمود بلكه انجام دهنده چنين عملي بيشتر رسوا و بي‌اعتبار خواهد شد.

گر بدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد

گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

13- روش عملي و نه تنها شعاري همه فقرا در طول تاريخ صلح با همه خلق خدا و شفقت و خدمت به عموم بندگان خداست و با هيچ شخص يا گروهي سر جنگ نداشته و مجاهده آنان با نفس و شيطان و مظاهر آن است و از ايجاد فتنه و آشوب مي‌پرهيزند و طبق آيه شريفه: « و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم » [« چيزهايي را كه آنان به جاي الله مي‌خوانند دشنام مدهيد كه آنان نيز بي هيچ دانشي، از روي كينه‌توزي به الله دشنام دهند. » سوره انعام ـ آيه 108 ] بد گفتن به احدي مخصوصا بزرگ هيچ قوم و دسته‌اي را جايز نمي‌دانند اما چون بر سر عهد و پيمان خود بوده و اولياي خدا و مقدسات ديني و امكنه متبركه را ناموس اكبر مي‌دانند و دفاع از نواميس الهي را وظيفه خود مي‌شمرند و كل جامعه فقري مانند اعضاي يك پيكرند لذا هر كس و هر گروهي در هر منصب و مقامي اگر به مجالس فقري، اولياي خدا، مؤمنين و مكان‌هاي مقدس مانند حسينيه‌ها، توهين و تجاوز و تعدي نمايد با تمام وجود براي حفظ شعائر مذهبي، دفاع و فداكاري در راه خدا را طبق تعاليم دين مقدس اسلام واجب مي‌دانند. ضمنا چون هر شخص يا گروهي كه صداي مظلومي را بشنود و به ياري او نشتابد طبق فرموده صريح پيامبر اكرم (ص) از اسلام بهره‌اي نداشته و مسلمان نيست، افراد يا گروه‌هايي كه در وقايع چند سال اخير و ستم‌هايي كه بر فقرا شده است حمايت خود را به هر نحوي اعلام نموده و عدالت‌خواهي فقرا را به مجامع قانوني رسانيده‌اند صرفه‌نظر از اينكه چه نظريه يا روش سياسي خاصي دارند، اقدام و حمايت آنان عملي خداپسندانه و موجب سپاسگزاري جامعه فقري مي‌باشد.

14- اعتقاد به وجود مقدس حضرت امام زمان قائم آل محمد (عج) و متوسلين معنوي آن حضرت از ضروريات مذهب حقه شيعه اثني‌عشريه مي‌باشد و فقرا هم كه افتخار پيروي از اهل بيت (ع) را دارند دست ارادت به دامان آن حضرت داشته و پيوسته متوسل به ذيل عنايت حضرتش مي‌باشند و موظف‌اند كه هر روز صلوات كبيره كه سلام و درود بر چهارده معصوم (ع) است را بخوانند و منتظر ظهور فائض‌النور آن حضرت‌اند اما بر خلاف كساني كه همه مقدسات را از جمله نام و مقام امام زمان (ع) را وسيله رسيدن به مطامع دنيوي و مناصب چند روزه خود قرار داده و از آن استفاده ابزاري مي‌نمايند و جسارت و هتاكي و بي‌احترامي به آن حضرت را به جائي رسانيده‌اند كه تمام بدبختي‌ها و گرفتاري‌هايي كه خود عامل آن هستند را به حضرت نسبت داده و به قدري به بازي‌هاي سياسي روز گرفتارند كه العياذ بالله افراد يا وقايع سياسي را مانع ظهور آن بزرگوار اعلام مي‌نمايند، فقرا چون دل در محبت آن حضرت دارند بي‌لياقتي جامعه مسلمين و گناهان را سبب غيبت آن امام همام (ع) مي‌دانند لذا براي ظهور آن حضرت معتقدند بايد با پيروي از تعليماتش زمينه‌هاي ظهور حضرتش فراهم شود و هر وقت شيعيان و ياراني با وفا داراي دل‌هايي با مهر و صفا همچون شهداي صحراي كربلا آماده بودند خداوند اراده ظهور آن حضرت را خواهد فرمود و هرچه گرفتاري و بدي و نقص هست از قامت ناساز و بي‌اندام ماست ور نه تشريف و ظهور او دشوار نيست و آن غايت آمال عارفين و غايب از انظار كور دلان و هادي سالكان در همه‌جا حاضر و بر اعمال ما ناظر و سرچشمه همه خيرات و منشا تمامي بركات است كه: « بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الارض و السماء » لذا اصل « دست به كار و دل با يار » را پيوسته در نظر دارند و در آغاز سال نو با ياد و توسل به آن بزرگوار و ارادتمندان خاص حضرتش، انتظار ظهورش را با دل و زبان به اين دعا از درگاه الهي مسالت مي‌نمايند.

« ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين» [ سوره بقره ـ آيه 250 ]

التماس دعا: حاج دكتر نورعلي تابنده مجذوبعليشاه

هفته اول فروردين 1389 شمسي

محل امضاء